نرمافزار آزاد/ متنباز و اقتصاد مشارکتی
علیرغم رشد تجربه شده توسط اقتصاد مشارکتی در سالهای اخیر، هنوز شکافهای ناشناختهای در این پدیده وجود دارد. یکی از حوزههای مطالعاتی با ادبیات کم، مربوط به تاثیر فناوریهای اطلاعات و ارتباطات مبتنی بر محیطهای مشارکتی، مانند نرمافزارهای آزاد و متنباز، بر گسترش اقتصاد مشارکتی است.
برخی سوالات مطرح میشوند، مانند:
(1) سازمانهای مرتبط با اقتصاد مشارکتی تا چه حد از نرمافزارهای آزاد و متنباز استفاده میکنند؟
(2) چه انگیزههایی باعث پیادهسازی نرمافزارهای آزاد و متنباز در شرکتهای اقتصاد مشارکتی میشوند؟
(3) شرکتهای اقتصاد مشارکتی چه استفادهای از نرمافزارهای آزاد و متنباز میکنند؟
(4) آیا انتظار میرود در سالهای آینده استفاده بیشتری از نرمافزارهای آزاد و متنباز در بین این سازمانها وجود داشته باشد؟
برای پاسخ به این سوالات، نیاز است تا مفاهیمی تعریف و مطرح شوند تا به درک صحیحتری از موضوع رسید.
مقدمه
اقتصاد مشارکتی (به انگلیسی Collaborative Economy و به اختصار CE) پدیدهای در اوج خود است که در سالهای اخیر به طور تصاعدی رشد کرده است، عمدتا به دلیل ظهور دو شرط: (1) انتشار سریع فناوریهای تلفن همراه، به ویژه تلفنهای هوشمند، و (2) کاهش تعداد موانع ورود برای استارتآپها. در واقع، ادبیات نشان میدهد که مدل کسبوکار مبتنی بر وب CE از فناوریهای تلفن همراه و شبکههای اجتماعی برای دستیابی به فرصتهای تجاری جدید استفاده میکند و زنجیره ارزش سنتی را تغییر شکل میدهد. بنابراین، CE نتیجه توسعه روابط تجاری به روش نظیر به نظیر است که در آن سه بعد اساسی شناسایی میشوند: اجتماعی، اقتصادی و فناوری.
در نتیجه این رشد سریع، بنیادهای CE هنوز مورد بحث هستند و توجه بیشتری را به خود جلب میکنند و موضوعات تحقیقاتی جدیدی را ایجاد میکنند. در حال حاضر، CE نتیجه تلاقی دو مفهوم موجود در ادبیات در نظر گرفته میشود: (1) اقتصاد اشتراکی و (2) مصرف مشارکتی. از یک سو، اقتصاد اشتراکی زمانی اتفاق میافتد که «مصرفکنندگان فعالیتهای مشترکی را به شکل اشتراک منابع با پیامدهای تجاری انجام میدهند» و از سوی دیگر، مصرف مشارکتی به عنوان «افرادی که در کسب و توزیع یک منبع برای دریافت هزینه یا سایر جبرانها هماهنگ هستند» در نظر گرفته میشود.
باید اذعان کرد که هر دو شکل تجارت همیشه در تمام مراحل تاریخ اقتصاد وجود داشتهاند، اگرچه امروزه به دلیل توسعه فناوری در مقیاس وسیعی انجام میشوند. از این نظر، CE سیستم جدیدی از تولید و مصرف ایجاد کرده است که امکان تبادل کالا و خدمات را فراهم میکند و عدم تقارن اطلاعاتی و هزینههای معامله را کاهش میدهد. در واقع، این جنبه بسیاری از شرکتها را به سمت یافتن فرصتهای تجاری جدید سوق داده است. این مورد Airbnb است. این شرکت به طور چشمگیری گسترش یافته و در سال ۲۰۱۹ به برخی از نقاط عطف برجسته، مانند شش میلیون فهرست در سراسر جهان و میزبانی ۵۰۰ میلیون اقامت، رسیده است.
در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات نیز میتوان برخی پدیدههای پشتیبانیشده را شناسایی کرد. بهطورکلی، نرمافزارهای آزاد/ متنباز (FLOSS) به دلیل سه عامل به محبوبیت زیادی دست یافته است:
(1) تعامل کاربر-توسعهدهنده
(2) پتانسیل بازار
(3) مرحله توسعه.
دو ویژگی کلیدی FLOSS برجسته شدهاند:
(1) بهصورت عمومی و مشارکتی توسعه داده میشود
(2) کد منبع برای کاربران قابل دسترسی است و آنها میتوانند آن را تغییر دهند و در بیشتر موارد، توزیع حتی مجاز است.
بنابراین، FLOSS برای بسیاری از موسسات بهعنوان یک جایگزین مناسب برای نرمافزار اختصاصی در نظر گرفته میشود و به یک جنبش نوآورانه جهانی تبدیل میشود که در آن عوامل مختلف اجتماعی، اقتصادی و عمومی با هم همکاری میکنند و نیاز به کنترل طراحی نرمافزار آنها را متحد میکند.
در حالی که تعداد مطالعات متمرکز بر CE و ICT در سالهای اخیر افزایش یافته است، رابطه بین CE و FLOSS، علیرغم داشتن یک محیط مشارکتی مشابه، به ندرت بررسی شده است. این مطالعه تلاش میکند تا این شکاف را پر کند. به طور مشخص، هدف کلی تجزیه و تحلیل میزان حضور FLOSS در فعالیتهایی است که به اصطلاح CE را تشکیل میدهند و میزان اجرای آن در میان مدت چقدر خواهد بود. بنابراین، از آنجایی که FLOSS عنصر اساسی دانش مشارکتی است، بیان خواهد شد که آیا بازخورد مشارکتی به این معنا وجود دارد یا خیر.
چارچوب نظری
اقتصاد مشارکتی (CE)
CE یک پدیده نسبتا جدید است. اساسا طبق گفته لانگهرست و همکارانش، این “اقتصادی سازمانیافته حول اصول نظیر به نظیر” در نظر گرفته میشود که از طریق استفاده از “پلتفرمهای اشتراکگذاری و مشارکتی به عنوان یک شکل کلیدی توزیع اقتصادی”، استفاده مجدد، اشتراکگذاری و ایجاد سرمایه اجتماعی را تسهیل میکند”. اخیرا در نتیجه پیشرفتهای فناوری، پلتفرمهای آنلاین مرتبط با CE برای تشویق رفتارهای مشارکتی توسعه یافتهاند. در واقع، با وجود اینکه این نوع اقتصاد قبلا در مقیاس کوچک وجود داشته است، این پدیده به سرعت و به طور قابل توجهی گسترش یافته است. در ابتدا، این پدیده در ایالات متحده آمریکا پدیدار شد و در سراسر جهان، به ویژه اروپا، گسترش یافت.
به دلیل این رشد شتابان، در حال حاضر، یافتن اجماع در رابطه با مفهوم و مبانی آن ساده نیست. به طور سنتی، این اصطلاح برای اشاره به طیف گستردهای از فعالیتها استفاده شده است و معمولا با ترکیبی از عوامل مانند توسعه فناوری، رکود اقتصادی، بحران زیستمحیطی و تغییر خاصی در ارزشها در جوامع معاصر مرتبط است. در واقع، معمولا به عنوان یک جنبش ناهمگن در نظر گرفته میشود که مجموعهای از شیوههای تولید و مصرف را ترکیب میکند که در آن، عاملان، داراییها، کالاها یا خدمات کماستفاده را در ازای یا بدون ارزش پولی، با استفاده از پلتفرمهای اجتماعی دیجیتال و به ویژه اینترنت به اشتراک میگذارند. از این طریق، CE از یک سو امکان کاهش عدم تقارن اطلاعات و هزینههای تراکنش و از سوی دیگر افزایش مقیاس انجام آنها را فراهم میکند.
اقتصاد مشارکتی (CE) محل تلاقی برخی فعالیتها است. در واقع، شش حوزه یا مؤلفه کلیدی را میتوان در آن شناسایی کرد: (1) مصرف مشارکتی، (2) تولید مشارکتی، (3) تامین مالی مشارکتی، (4) دانش مشارکتی، (5) حکمرانی مشارکتی و (6) خلق مشترک ارزش.
مصرف مشارکتی
مصرف مشارکتی، مشهودترین فعالیت CE است. فلسون و اسپیت اولین کسانی بودند که از اصطلاح مصرف مشارکتی استفاده کردند. از آن زمان، این موضوع، به ویژه از زمان انفجار فناوری، توجه تحقیقات متعددی را در صنایع بسیار متنوع اقتصادی، مانند سفر، اشتراک خودرو، امور مالی، کاریابی و پخش موسیقی/ویدئو و غیره به خود جلب کرده است. این به عنوان بازآفرینی رفتارهای سنتی بازار، مانند مبادله کالا به کالا، اجاره، تجارت و مبادله در نظر گرفته میشود که به لطف فناوری اکنون میتوان آن را در مقیاسی و به روشی که قبلا هرگز دیده نشده بود، توسعه داد.
در طول چند سال گذشته، تمایل جهانی به ترویج مصرف مبتنی بر همکاری و استفاده از کالاهای بیمصرف، و همچنین روندی به سمت استفاده معقولتر از کالاها وجود داشته است. بنابراین، دیدگاه مشارکتی به معنای تعریف مجدد مصرف بوده است، که از درک به عنوان دارایی به در نظر گرفتن آن به عنوان دسترسی و استفاده تبدیل میشود. نمونههایی از پلتفرمهای مصرف مشارکتی آنلاین عبارتند از: اشتراک خودرو مانند Avancar، اجاره خودرو مانند SocialCar، مسیرهای اشتراکی مانند BlaBlaCar، اقامتگاههای اجارهای مانند Airbnb یا فروش اشیاء دست دوم مانند Wallapop و بسیاری دیگر.
تولید مشارکتی
تولید مشارکتی که با نام تولید نظیر به نظیر نیز شناخته میشود، به «گروهها یا شبکههایی از افراد که برای طراحی و تولید کالاها با هم همکاری میکنند» اشاره دارد. به این ترتیب، تولید مشارکتی به یک شبکه تجاری اجازه میدهد تا منابع تولید را به شیوهای موثر و کارآمد بر اساس سیستم اشتراکگذاری منابع مشارکتی به اشتراک بگذارد. با توجه به این جنبه، سه اصل در تولید مشارکتی شناسایی میشوند: (۱) برنامهریزی الزامات همکاری، (۲) تشخیص و پیشبینی تعارض و خطا، و (۳) تحمل خطا از طریق کار تیمی.
دقیقا در این مؤلفه از CE، نزدیکترین رابطه بین دو موضوع مورد بررسی در مطالعه حاضر یافت میشود. ادبیات همیشه FLOSS را واضحترین نمونه تولید مشارکتی دانسته است.
تامین مالی مشارکتی
صنعت مالی یکی از صنایعی است که بیشترین تاثیر را از انقلاب مشارکتی پذیرفته است. تامین مالی مشارکتی به عنوان یک سیستم تامین مالی جایگزین برای حمایت از سرمایهگذاریهای کارآفرینی و مشاغل کوچک ظهور کرده است و امکان یافتن راههای جدید تامین مالی و سرمایهگذاری خارج از موسسات مالی سنتی را فراهم میکند. سه روش شناسایی شده است: (1) تامین مالی جمعی، (2) وامدهی نظیر به نظیر، و (3) تبادل ارز.
نمونه اصلی تامین مالی مشارکتی در پلتفرمهای تامین مالی جمعی یافت میشود که چیزی بیش از تامین مالی مستقیم و انبوه یک پروژه خاص نیست. در این حالت، مردم در ازای دریافت وجه نقد، وجه غیرنقدی یا پیشپرداخت برای محصول یا خدماتی که توسط مروج راهاندازی میشود، کمک مالی میکنند. علاوه بر این، سیستمهای وامدهی همتا به همتا امکان اتصال کسانی را که مایل به سرمایهگذاری هستند با کسانی که به وام یا بیمهنامههای جمعی نیاز دارند، فراهم میکنند. علاوه بر این، پلتفرمهایی شناسایی شدهاند که هدف آنها انتقال و تبادل ارزها به صورت مشارکتی است، مانند Transferwise یا MoneyGram. انواع دیگر میتوانند ارز اجتماعی و ارز دیجیتال رمزنگاری شده باشند که اشکال جدیدی از تبادل ارزش را ایجاد میکنند.
دانش مشارکتی
اهمیت دانش مشارکتی در اقتصاد توسط بسیاری از نویسندگان برجسته شده است. در واقع، همه آنها تایید میکنند که دانش باز، پایههای CE را نشان میدهد. بنابراین، نویسنده خاطرنشان میکند که توسعه سریع و تاثیر بزرگ CE تنها به لطف این واقعیت امکانپذیر بوده است که بسیاری از افرادی که چنین پروژههایی را رهبری میکنند، از شیوهها و ابزارهای باز استفاده میکنند که به مدلهای CE اجازه میدهد بسیار سریعتر از آنچه در یک اقتصاد سرمایهداری سنتی اتفاق میافتد، رشد و توزیع کنند.
حکمرانی مشارکتی
حکمرانی مشارکتی یا حکمرانی باز با هدف فعال کردن سازوکارهایی است که امکان ارتباط مداوم بین دولتها و شهروندان را برای تصمیمگیری در پاسخ به نیازهایشان فراهم میکند و خدمات بهتری را به روشی باز و شفاف ارائه میدهد. در این راستا، ما، لان، تورنتون، مانگالاگیو و ژو پیشنهاد میکنند که حکمرانی مشارکتی میتواند چابکی را برای ادغام بازیگران اجتماعی و اقتصادی در CE بهبود بخشد و اثربخشی، تابآوری و پایداری آن را تضمین کند.
خلق مشترک ارزش
به گفته شولگا، باسر و بای، «خلق مشترک ارزش به عنوان فرآیند مشترک، مشارکتی، همزمان و همتا مانند تولید ارزش جدید، چه از نظر مادی و چه نمادین، از طریق مشارکتهای داوطلبانه چندین بازیگر تعریف میشود که منجر به رفاه متقابل میشود». بنابراین، از آن به عنوان ظهور روشهای جدید تبادل ارزش، که با انتقال پول بیگانه است، یاد میشود. علاوه بر این، خلق مشترک ارزش، تصور مصرفکننده را از بازیگران منفعل به بازیگران فعال تغییر داده است.
FLOSS و CE
FLOSS دسترسی به نرمافزار سیستم را صرف نظر از قیمت یا هزینه مرتبط، امکانپذیر میکند. علاوه بر این، FLOSS جنبشی است که بر جوامع کاربرانی متمرکز است که به نقشهای معمول توسعه نرمافزار تعلق ندارند. در واقع، تعداد جوامع در حال افزایش است و ممکن است در سالهای آینده به دلیل تبدیل شدن FLOSS به یک جایگزین مناسب برای نرمافزار انحصاری، به رشد خود ادامه دهد. مطالعات اخیر، FLOSS را به عنوان یک جنبش رقابتی در دنیای صنعت نرمافزار مشروعیت میبخشد. علاوه بر این، این جنبش مبتنی بر مشارکت و همکاری است. دقیقا این همکاری فرصتهای یادگیری و مشروعیتسازی قابل توجهی را فراهم میکند. علاوه بر این، شرکتکنندگان در طراحی FLOSS میتوانند به طور بالقوه در تمام مراحل فرآیند طراحی مشارکت داشته باشند.
دو انگیزه اصلی برای توسعه این نوع نرمافزار شناسایی شده است. از یک سو، انگیزه اخلاقی از آنجا که FLOSS بخشی از دانش است و باید بدون هیچ گونه محدودیتی گسترش یابد. از سوی دیگر، انگیزه عملی مبتنی بر مزایای فنی و اقتصادی که FLOSS میتواند ایجاد کند. لازم به ذکر است که FLOSS در حوزه تجارت موفق بوده است، برخی از شرکتها که در ابتدا با این جنبش مخالف بودند، به مرور زمان دیدگاه خود را تغییر دادند، همانطور که در مورد IBM در دهه 1990 چنین بود.
شرکتها میتوانند FLOSS را به مدل کسبوکار خود تبدیل کنند و از مزایایی مانند نصب، خدمات و پشتیبانی FLOSS یا از طریق فروش نسخهها و افزونههای اختصاصی محصول بهرهمند شوند. استالمن خود اذعان میکند که منبع اصلی درآمدش، حقالزحمهاش به عنوان دستیار فنی FLOSS بوده است. با این حال، FLOSS نه تنها به شرکتهایی که از آن به عنوان یک کسبوکار استفاده میکنند، سود میرساند، بلکه بسیاری از شرکتهای دیگر، از صنایع مختلف، که از FLOSS بهرهمند شدهاند، نیز از آن بهرهمند میشوند.
اگرچه FLOSS در شرکتهای متعددی اتفاق میافتد، اما رابطه بین FLOSS و CE با توجه به شش مولفهای که قبلا توضیح داده شد، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. هر دو، FLOSS و CE، دیدگاه مشارکتی یکسانی دارند. این جنبه در ادبیات، عمدتا در مورد مولفههای تولید مشارکتی، دانش و حکمرانی مشارکتی، بازتاب خاصی داشته است. در عوض، مصرف مشارکتی، تامین مالی مشارکتی و خلق مشترک ارزش به ندرت مورد بررسی قرار گرفتهاند.
از این نظر، تروکسلر معتقد است که تولید مشارکتی به طور گسترده در توسعه FLOSS به کار میرود، که در آن استفاده از سیستم عامل لینوکس و وب سرور آپاچی، برجستهترین نمونهها هستند. نمونهای از تولید مشارکتی، مورد آردوینو است، شرکتی که بردهای توسعه سختافزاری را طراحی و تولید میکند و محصولات خود را به صورت سختافزار و نرمافزار آزاد، از طریق مجوز GNU توزیع میکند. نمونههای دیگر تولید مشارکتی عبارتند از FabLabs، Shapeways، LocalMotors، Wikispeed، WikiHouse، OpenStructures، OpenDesk، OpenStreetMap یا Nimber.
دانش مشارکتی در مطالعه حاضر کلیدی است زیرا FLOSS مبتنی بر دانش باز است. از طریق دانش باز میتوان ابتکاراتی را انجام داد که به دسترسی آزاد به اطلاعات، تحقیق و تولید یادگیری کمک میکند. از این نظر، فاستر و دیمونز نشان میدهند که FLOSS «فقط جایگزینی برای نرمافزار اختصاصی نیست: نرمافزار آزاد، برخلاف نرمافزار انحصاری، بخشی از یک منبع دیجیتال مشترک در دسترس همه است».
یک نمونه بارز از دانش مشارکتی، ویکیها هستند. این نوع نرمافزار، ایجاد و ویرایش وبسایتهای مشارکتی را تسهیل میکند و در عین حال وبسایتهای اجتماعی را بهبود میبخشد. ویکیپدیا یکی از این موارد است. این وبسایت مشارکتی امکان تبادل دانش را فراهم میکند که از طریق آن میتوان محتوا را به شیوهای جمعی تولید کرد. ویکیپدیا توسط مدیاویکی، یک FLOSS که مجوز آن تحت استاندارد GNU است و برای همه پروژههای ویکیمدیا استفاده میشود، توسعه داده شده است. علاوه بر این، مظاهر دیگری از دانش باز، مانند مانند مجوزهای Creative Commons، انجمن سختافزار متنباز، بنیاد دانش باز یا جنبش دسترسی آزاد، شناسایی شدهاند.
FLOSS و حکمرانی مشارکتی رابطه نزدیکی دارند. در حالی که جنبش FLOSS با ایجاد نرمافزارهایی که کد منبع خود را به اشتراک میگذارند و آن را برای توسعه و استفاده در اختیار جامعه قرار میدهند، دارای یک حس اخلاقی و اقتصادی است، حکمرانی مشارکتی به دنبال باز کردن کد عملیاتی دولتها و ایالتها و بازگرداندن کد کنترل این منابع به جامعه است تا از این طریق، دائما در حال تکامل باشد. در واقع، حکمرانی باز اصول جنبش FLOSS را در خود جای داده است. به گفته بارنز، «کد قابل اشتراک و قابل استفاده مجدد به عنوان پایهای برای محصولات نرمافزاری بهبود یافته برای بازاندیشی نقش و طراحی نهادهای عمومی عمل کرده است». نمونهای از پلتفرم حکمرانی باز، FixMyStreet است. این پلتفرم مبتنی بر فناوریهای FLOSS است و به شهروندان اجازه میدهد تا مشکلاتی را که در خیابانها شناسایی کردهاند، افشا کنند و از این طریق آنها را حل کنند.
درباره فرشید نوتاش حقیقت
همیشه نیازمند یک منبع آموزشی فارسی در حوزه نرمافزارهای آزاد/ متنباز و سیستمعامل گنو/لینوکس بودم. از این رو این رسالت رو برای خودم تعریف کردم تا رسانه «محتوای باز» رو بوجود بیارم.
نوشتههای بیشتر از فرشید نوتاش حقیقتاین سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده میکند. درباره چگونگی پردازش دادههای دیدگاه خود بیشتر بدانید.
دیدگاهتان را بنویسید