راهنمای گروه کاربری لینوکس، قسمت هفتم

راهنمای گروه کاربری لینوکس، قسمت هفتم

آخرین بروزرسانی

۷- مسائل قانونی و سیاسی

مسائل حقوقی سازمانی

قانونی بودن سازمان لاگ جای بحث دارد:

موافق: ماهیت شرکتی و بخشودگی­‌های مالیاتی مشخص آن موجب کاهش مسؤلیت شده و گروه را قادر به داشتن بیمه می‌­کند. این امر موجب جذب سرمایه بیشتر شده و مانع پرداخت مالیات بر درآمد گروه می‌­شود.

مخالف: مسؤلیت‌­پذیری برای افراد نسبتاً محتاط نباید مشکل­‌ساز باشد. (با این حال کار شما مثل چتربازی خطرناک نیست). برای گروهی که فعالیت­هایش مستلزم هزینه‌­های آنچنانی نیست جذب سرمایه معنی ندارد. (خبرنامه Dead-tree 1980). عدم نیاز به خزانه لزوم بحث کردن، گزارش دادن و نگران مالیات بودن را از بین می­برد. معمولاً می­توان برای برگزاری جلسات از مکان­های رایگانی مانند ISP­ها، دانشکده­ها، سالن­های پیتزافروشی، بارها، قهوه­‌خانه‌­ها، شرکتهای آموزش کامپیوتری، شرکتهای گنو/لینوکس­‌گرا و یا دیگر نهادهای دوست استفاده کرد. استفاده از این مکان­ها برای عموم شرکت­کننده رایگان خواهد بود. عدم وجود درآمد و هزینه به معنای عدم لزوم وجود سازمان و زحمات مرتبط با آن است.

تنظیم­‌کننده و مشاور این راهنما به هر نحوی که شده شما را با مسائل موافق و مخالف آشنا می­کنند، اما انتخاب با خودتان است: اگر شخصاً خواهان سازماندهی رسمی لاگ خود هستید، در این بخش اطلاعات مربوطی را در اختیارتان خواهیم گذاشت.

نکته: این بخش نبایست به عنوان نوعی مشاوره حقوقی اصلح تلقی شود. چنین مسائلی نیازمند مشاوره با متخصصین امر است؛ پیش از عمل نمودن به هر کدام از توصیه­‌های این بخش می­بایست با یک وکیل مشورت کنید.

کانادا

با تشکر از جناب Chris Browne بخاطر توضیحات زیر در مورد وضعیت لاگ­ها در کشور کانادا.

شرایط مالیاتی کشور کانادا بسیار موازی و شبیه آمریکا (که در زیر به آن خواهیم پرداخت) است، که در آن وضعیت «سازمانهای خیریه» دارای وضعیت پرداخت مالیاتی مشابه شرکت های «غیرانتفاعی» می­باشد. اما برای ثبت و حفظ وضعیت مالیاتی دارای وضعیت کاغذبازی اداری شبیه به «مؤسسات خیریه» است.

آلمان

خبرنگار Thomas Kappler خاطر نشان کرده که روند تأسیس یک شرکت غیرانتفاعی در آلمان قدری پیچیده است، اما جزئیات آن در http://www.buergergesellschaft.de/?id=106947 به طور جامع پوشش داده شده است.

سوئد

در کشور سوئد لاگ‌­ها ملزم به ثبت رسمی نبوده و به عنوان باشگاه شناخته می­‌شوند. نحوه ثبت شرکت در Skatteverket (نهاد مالیاتی کشوری) دو انتخاب پیش روی ما می­گذارد: سازمان­های غیرانتفاعی یا «انجمن اقتصادی». گزینه آخر نام برده سازمانی است که هدف آن سودرسانی به اعضا بوده و با وجود اینکه شاید روش مناسبی نبوده اما از دیرباز مورد استفاده شرکت­های تعاونی، انجمن­های ساخت و ساز و یا بنگاه­های مستاجر-مالکی و امثال آنها قرار گرفته است.

سازمانهای غیرانتفاعی در سوئد از قوانین خاصی پیروی نمی­‌کنند. در عوض قوانین عمومی کشور رعایت می­شوند: آنها مجاز به استخدام افراد و سوددهی هستند. اساساً مالیات بر درآمدشان را نمی­پردازند. (درآمدها بر خلاف «انجمن­های اقتصادی» در سازمان می­‌ماند و اعضا از پیشرفتهای اقتصادی منتفع نمی­شوند). برای موفقیت در کار در این کشور باید حتماً در Skatteverket ثبت نام کرده و «کد سازمانی» دریافت کرد، این کد به گروه اجازه پرداخت و دریافت پول را می­دهد. در غیر این صورت، باید سازمان را بر اساس سرمایه شخصی یکی از اعضا چرخاند. دریافت کد سازمانی اجازه دریافت مساعده­های دولتی را می­دهد.

ایالات متحده آمریکا

وضعیت حقوقی لاگ­ها در کشور آمریکا می­تواند به دو شکل باشد:

  1. ثبت شرکت به عنوان غیرانتفاعی
  2. مشمول معافیت مالیاتی

با وجود اینکه اوضاع مربوطه در ایالات مختلف متفاوت است، اما بیشتر ایالات اجازه ثبت شرکتهای غیرانتفاعی را به گروه­های کاربری می­دهند. درآمدهای لاگ­ها شامل هزینه‌­های اداره اعضای لاگ و داوطلبین می­شود. (البته تنها در مقام عضو یا سهامدار نه شریک اصلی) همانند محدودیتها و حتی معافیت از مالیات برای شرکتهای ایالتی (که البته خیلی جای نگرانی ندارد برای اطلاعات بیشتر به «تصورات ناچیز و اشتباه رایج» مراجعه کنید).

از آنجائیکه باید قبل از ثبت لاگ خود به عنوان شرکت غیرانتفاعی باید با یک مشاور قابل مشورت کنید، احتمالاً با مراجعه به یک وکیل آشنا به مسائل قادر به کاهش هزینه‌­های حقوقی خود خواهید بود. ما Non-Lawyers' Non-Profit Corporation Kit را به شما توصیه می­کنیم.

همانطورکه در حالت دوم، معافیت مالیاتی، می­‌بینیم وضعیت حقوقی مانند سرویس درآمد داخلی نمی­باشد. تشخیص اینکه لاگ شما به عنوان یکی از شرکتهای غیرانتفاعی تحت تسلط قانون IRS نخواهد بود، بسیار مهم است. این احتمال می­رود که شرکتهای غیرانتفاعی معاف از مالیات نشوند.

IRS مدرک نسبتاً ساده­ای را برای توضیح معیارها و روند بخشودگی مالیاتی منتشر کرده است. نام آن سند ۵۵۷ است: «شرایط معافیت مالیاتی برای سازمان شما»، یک فایل آکروبات در دسترس شرکتهاست. توصیه می­شود قبل ثبت شرکت غیرانتفاعی این سند را به دقت مطالعه نمایید. می­بایست بدانید که به صرف غیرانتفاعی بودن، لاگ حتماً مشمول معافیت نخواهد شد. برخی از روشهای ثبت شرکت باعث می­شود که IRS لاگ شما را معاف نکند. «شرایط معافیت مالیاتی برای سازمان شما» به وضوح شرایط لازم برای مشمول معافیت شدن لاگ را توضیح می­دهد.

در نهایت، منابع لازم برای سازمانهای غیرانتفاعی و بخشودگی مالیاتیشان را در اینترنت می­توان یافت. شاید برخی از این ابزارها به درد لاگ شما هم بخورد.

«تصورات ناچیز و اشتباه رایج»:

– وضعیت ثبت شرکت و معافیت از مالیات دو مقوله جدا از هم می­­باشند. برای ثبت لاگ به عنوان شرکت لازم نیست حتماً مشمول بخشودگی مالیاتی شوید (البته صادقانه بگوئیم که احتمالاً تمایل به معافیت خواهید داشت).

– «پوشش حمایتی» که از ثبت شرکت حاصل می­شود تضمین­‌کننده مصونیت حقوقی اعضا نخواهد بود. هنگامیکه شرکت متهم به انحراف است این پوشش تنها می­تواند از آسیبهای احتمالی ناشی از شکایات انفرادی سهامداران جلوگیری می­کند (در این مورد منظور اعضای لاگ می­باشد) چرا که صاحبان اصلی آنها هستند. نهایت آسیب‌های ناشی از کشمکش در شکایات به سرمایه شرکت وارد می­شود. به هر ترتیب، داوطلبین خود را ملزم به انجام کاری که به آنها محول می­شود، می­دانند.

– پوشش چتری بیمه در مقایسه با  اتهامات وارده، هزینه بیشتری را متوجه گروه می­کند. به ازای هر نفر ۲۵۰ دلار در سال برای حق بیمه، که در کل ۱ میلیون دلار برای پوشش بیمه باید صرف کرد. این رقم تنها کلیت شرکت و رؤسای شرکت با وظایف مشخص را تحت پوشش بیمه قرار می­دهد.

– قلمداد کردن IRS به عنوان یک گروه معاف از مالیات به معنای کاهش مالیات از کمکهای اهدائی به گروه شما نمی­باشد: کسری مالیات اتوماتیک تنها شامل خیریه­‌ها می­شود، مقوله ۵۰۱ (c) (3) IRS می­بایست به محدودیتهای شدید موجود در فعالیتهای گروه احترام بگذارد (به عنوان مثال، برگزاری رویدادهای ضد DMCA و یا حمایت از دیگر فعالیتهای سیاسی غیرقانونی است) این مقوله همچنین باید استانداردهای دقیق مربوط به حسابرسی و کاغذبازیهای اداری را فراهم کند. تصور تحقق حالت خیریه ۵۰۱ (c) (3) مشکل است، حالتی که واقعاً بتواند حالت کاربردی به تصورات ما در مورد فعالیتهای گروه لینوکسی بدهد. چراکه همیشه گفته شده که اهدای کمکهای خیریه نمی­تواند مشمول معافیت مالیاتی شود. اغلب لاگ­ها مقوله ۵۰۱ (c) (7) را به عنوان یک «باشگاه اجتماعی و تفریحی» می­شناسند.

– در هر رویدادی، بجز آنهایی که فرد قصد دارد کمکهای اهدایی را مشمول کاهش مالیات کند، به معنای واقعی هیچ نقطه­ای در به کارگیری IRS در گروه لینوکسی کوچک و غیررسمی شما تحت بخشودگی مالیات براساس  کد درآمد داخلی ۵۰۱ (c) نیست. چرا که IRS اهمیتی به درآمدهای ناخالص کمتر از ۲۵۰۰۰ دلار نمی­دهد و توضیحی در این مورد هم نمی­خواهد (بر اساس بروزرسانی سال ۲۰۱۰ IRS از یک e-Postcard خیلی ساده برای تکمیل اطلاعات توسط تمام غیرانتفاعی­‌های کوچک استفاده می­کند تا بتواند گواهینامه­‌های ۵۰۱ (c) آنها را ثبت کند، اما کماکان از آنها مالیات نمی­خواهد).

– در حقیقت، قانون حمایت از داوطلبین فدرال ۱۹۹۷ داوطلبان را در برابر دادخواهی­‌های مربوط به کد درآمد داخلی ۵۰۱ (c) (3) حمایت نمی­کند. در بیشتر موارد، در صورت ازدیاد دعاوی مدنی پرهزینه کمی از آنها حمایت می­کند البته با نقصان و محدودیتهای بسیار. در برخی گروه­ها این امر را نادیده می­گیرند مگر اینکه رقم بیمه­‌های گزافی پرداخت کنند. در صورتی که وظایف اعضا به دقت مشخص و کنترل نشده باشد و در صورت طرح دعواهای بسیار در مورد انجام وظایف آنها هیچ حمایتی از آنها صورت نمی­گیرد. مضاف بر اینکه طرح دعوی نباید شامل اعضای شاغل در وسائل نقلیه/هواپیماها/کشتی­های نیازمند مجوز اپراتور باشد. همچنین در صورت نقض قوانین ایالتی و فدرال از اعضا حمایت نمی­شود. (این تصور خوش­بینانه که داوطلب برای مشمول پوشش شدن حتماً باید عضو گروه باشد غلط است: در حقیقت، قانون به وضوح بیان می­کند که داوطلب خدمات تعریف شده­ای را برای گروهی انجام داده و در قبال آن چیزی دریافت نمی­کند، در این صورت مشمول پوشش می­شود).

همانطور که در بالا به خوبی می­توان دید، برخی از گروه­ها در گذشته خود را وارد سطوح ناموجهی از کاغذبازیهای بی­فایده و مخرب برای گروه کرده بودند، دلیل آن هم برداشتهای غلط، خطاهای سهوی و گرفتن مشاوره­های نادرست در مورد موارد ذکر شده است. در کل، نباید از مشاوران مالی و مالیاتی آماتور کمک گرفت. (نگارنده این راهنما قبلاً به عنوان مشاور امور مالی و اعتباری مشغول به کار بوده است، اما اگر می­خواهید مشاوره مناسب و درخوری دریافت کنید به کسانی که هم اکنون هم مشغول این کارند مراجعه کنید).

دیگر مسائل حقوقی

معاملات نامشروع

برای یادآوری باید گفت که لازم است تمام درخواستها و پیشنهادهای مرتبط با نرم‌­افزارهای دارای محدودیت تکثیر در لاگ ممنوع شده و در تمام انجمنهای آنلاین گنو/لینوکسی هم از دستور کار خارج شود. البته این موضوع خیلی مهمی نیست، حتی کاربران این سیستم‌­عامل هم اهمیتی به آن نمی­دهند – اما در بدبینانه‌­ترین حالت ممکن به عنوان مثال ممکن است در یک لاگ نسخه­‌ای از PowerQuest's Partition Magic متعلق به لاگ در تمام دستگاه­‌های با فرمت NTFS را بر روی سیستم‌­عاملهایی با بوت دوگانه نصب شده باشد.

مواظب باشید ممکن است در عین قانونی بودن، غیرقانونی به نظر برسد.

اعتمادزدایی

بهتر است همیشه در مورد مسائل تجاری در انجمنهای گروه کاربری بحث شود، اما به دلایل حقوقی مربوط به اعتمادزدایی بهتر است از صحبت کردن مستقیم در مورد پول و دستمزد و غیره در آنجا خودداری شود.

سیاست‌های نرم‌افزاری

Chris Browne مؤلفه­‌های رایج مربوط به سیاستهای درون­‌لاگی را اینگونه بیان می­کند (مطالب زیر تا حدی توسط نگارنده این راهنما ویرایش و بسط داده شده است):

افراد نظرات متفاوتی در مورد نرم‌­افزارهای آزاد/متن‌­باز دارند.

کاربران گنو/لینوکس اقشار گوناگونی هستند. به محض اینکه سعی در جمع کردن بسیاری از آنها را دور هم دارید، برخی از مسائل می­تواند بوجود بیاید. برخی از آنها که سیاستمداران افراطی هستند اعتقاد دارند که تمام نرم­ا‌فزارها می­بایست همیشه رایگان باشند و از آنجائیکه شرکت Caldera پول زیادی از توزیع­های خود به دست می­آورد و به سازمانهای حامی خود چیزی نمی­دهد، «خاطی» محسوب می­شود. همچنین در مورد Ditto Red Hat و SUSE. به خاطر داشته باشید که هر سه شرکت، حجم کثیری از نرم‌­افزارهای آزاد/متن‌­باز را هم ساخته و می­سازند.

(نکته اضافه شده توسط نویسنده راهنما: متن بالا در سال ۱۹۹۸و قبال خروج شرکت Caldera از جلگه گنو/لینوکس و تغییر نام به شرکت SCO نوشته شده است. این شرکت پس از خروج شکایات بسیاری در مورد حق چاپ و تکثیر/ قرارداد / ثبت اختراع / تجارت مخفیانه از کاربران گنو/لینوکس مطرح کرد. با این وجود ما از سیستم Caldera به خاطر کمکهای سخاوتمندانه سخت­‌افزاری در تولید کرنل SMP توسط Alan Cox، و همچنین بخاطر کمک به تأسیس RPM و توزیع­های وسیع منابع کرنل و تلاش برای ترکیب گنو/لینوکس با پایگاه کدهای قدیمی یونیکس کمال تشکر را داریم.)

شاید دیگران بخواهند بیشترین بهره­‌برداری را از رایگان بودن گنو/لینوکس در جهت تفریح منفعت خود بکنند. آگاه باشید که بسیاری از کاربران نسخه­های مختلف یونیکس BSD مجوزهای خود را دال بر مجاز بودن شرکت برای تولید نسخه­‌های «خصوصی» و سفارشی شده برای مشتری از کرنل­ها و تولید کتابخانه­‌های C ترجیح داده شده به «آزادی دائم‌­الاجرا» از GPL به عنوان اعمالی که در هسته لینوکس (Kernel) و GNU libc به کار رفته‌­اند، می­دانند. تصور نکنید که همه کسانی که چنین نظری دارند، الزاماً زالوهایی حریص هستند.

هنگامیکه این افراد دور هم جمع می­شوند ممکن است اختلافاتی بروز کنند.

رهبران گروه­ها باید حقایق زیر را به خوبی بدانند:

– نظرات راجع به GPL و دیگر مجوزهای Open Source و نحوه کار آنها بسیار متفاوت و اغلب ناآگاهانه است. دچار سوءتعبیر شدن در مورد GPL و دیگر طرحهای صدور مجوز دور از ذهن نیست. بیشتر بحث­ها در آن موارد هم بی­‌نتیجه و سنتی بوده که به جنگ میان افراد ناآگاه در این زمینه تبدیل می­شود. به ندرت پیش می‌­آید که افراد واقعاً بخواهند اصل موضوع را درک کنند، لطفاً آنها را به سمت مبحث صدور مجوز OSI، فهرست پستی و فهرست پستی منطبق با قانون Debian سوق دهید. این مباحث جایی برای تحلیل واقعی و تشویق افراد است.

– گنو/لینوکس از بسیاری از جوانب سود می­برد، جاهایی از قبیل فروشندگان نرم‌­افزارهای اختصاصی در کرنل لینوکس، X.org و gcc.

– تخصصی بودن نه دال بر بهتر بودن است نه بدتر بودن.

البته اصول کلی می­توانند فراتر از این­ها باشند؛ «جنگ مقدس» کامپیوتری از دیرباز شروع شده و به میدان جنگ میان گنو/لینوکس در برابر دیگر نسخه­‌های یونیکس و سیستم‌­عامل­های مایکروسافت، همچنین IBM PC در مقابل سیستم­های Motorola 68000، سیستم­های هشت­‌بیتی دهه ۱۹۷۰ در برابر یکدیگر، KDE در مقابل GNOME و … تبدیل شده است.

یک رهبر گروه دانا این تفاوتهای قدیمی را بررسی در نظر می­گیرد حتی اگر خسته­‌کننده به نظر برسد. مدیر لاگ ایده‌­آل باید تمام این تفاوتها را بشناسد.

سازمانهای غیرانتفاعی و پول سازگاری زیادی با هم ندارند.

در تمام سازمانهای غیرانتفاعی باید مراقب موضوع مالی بود. در کسب و کارها که تمرکز بر درآمد واقعی است، افراد به تمام جزئیاتی مانند هزینه نادرست مبالغ بسیار ناچیز هم اهمیت می­دهند. اما مشابه این موضوع در مورد سازمانهای غیرانتفاعی صدق نمی­کند. بسیاری به خاطر پایبندی به اصول مشارکت دارند و به مسائل جزئی اهمیت می­دهند، مانند آنچه که در C. Northcote Parkinson's Bike Shed Effect رخ داد. پتانسیل جلسات کاری لاگ برای مشارکت وسیع قابلیت پرداختن به این مسائل جزئی را هم گسترش می­دهد.

نتیجتاً بهتر است هیچگونه مبلغی جهت عضویت در لاگ اخذ نشود، چراکه همین می­تواند فرصتی در اختیار این دسته افراد برای نشان داد خودشان بگذارد. اگر پولی در کار نباشد، سوءهزینه و مجادله‌­ای هم در کار نخواهد بود.

در صورت وجود پول فراوان و یا دیگر اشکال سرمایه حقیقی، گروه باید جوابگوی اعضا باشد.

هر گروه تازه­تأسیس رو به رشد می­بایست بیشتر از یک عضو فعال داشته باشد. در صورت بروز مشکل در سازمانهای غیرانتفاعی اطلاعات مالی اغلب در دست افرادی است که می­خواهند فقط خودشان کنترل پولی را بر عهده داشته باشند. در حالت ایده­‌آل، مسؤلیتها در لاگ باید به صورت چرخشی باشد، از جمله وظایف مربوط به کنترل مالی گروه.

گزارشات مالی منظم و مفید باید در اختیار کسانی که می­خواهند آنها را داشته باشند، قرار بگیرد. لاگ­هایی که با اهداف مالیاتی «وضعیت خیریه» به خود گرفته‌­اند می­بایست گزارشات سالانه مالی خود را در اختیار مقامات مالیاتی محلی قرار بدهند. این کار موجب شفاف‌­سازی مالی برای اعضای لاگ هم خواهد شد.

با رشد نرم­‌افزارهای مالی گنو/لینوکس ­محور و با رشد روزافزون اینترنت، ارائه گزارش و حتی انتشار آن در شبکه راحت­تر شده است.

انتخابات، دموکراسی و گردش مالی

اداره دموکراتیک لاگ امری حیاتی است، البته اگر به آن اعتقاد داشته باشید. منظور ما در این مورد کمی خوشبینانه­‌تر از آن چیزی است که ممکن است به نظر برسد، توضیح خواهیم داد.

مخاطرات مشهود در مورد سیاستهای اداره لاگ تا حدی شاید بی‌­اهمیت و مضحک به نظر برسد: چرا که در واقع سرمایه واقعی در کار نیست. اختلاف دیدگاه­ها را می­توان با مهندسی فضای میان لاگ از طریق فناوری (راه حل گنو/لینوکسی) حل کرد، و یا به هر دو طرف فرصت کار موازی با هم را بدهید. بعلاوه، حتی در پرمنازعه­ترین لاگ­های «دموکرات» کارها منظم و به نحوی صورت می­گیرد که انگار اعضا قصد دارند دفاتر کاری که وجود خارجی ندارد را از آن خود کنند.

شاید چنین کارهایی به خاطر تهی بودنشان مسخره به نظر برسد، اما هدف ما این نیست. در عوض، قصد ما اشاره به چیز مهمتری است: جذب و حفظ داوطلبان فعال برای موفقیت گروه حیاتی بوده و هر چیزی که آن را ممکن سازد خوب است. به نظر می­رسد برقراری دموکراسی در برخی گروه­های با سرمایه و بی­سرمایه واقعی، موجب ترغیب مشارکت اعضا شده و به افراد منتخب حس مشروعیت و مشارکت می­دهد. همه اینها نکات مثبتی هستند.

بنابراین، اگر انتخابات و ساختار رسمی به جذب شرکت­کنندگان خوب می­انجامد آن را انجام دهید. اما اگر مانع این کار می­شوند، از آنها دست بکشید. اگر تعیین جایزه ورودی و راه‌­اندازی فروش خانگی مؤثر است همان کار را بکنید. به مانند وجود نرم­‌افزار، مشارکت افراد رگ حیاتی لاگ شما خواهد بود.

دلیل اشاره به داوطلبین «کلیدی» در مطالب بالا، این است واقعاً افراد کمی هستند که قادر به انجام بیشتر کارهای مورد نیازند. در گروه­‌های داوطلبی اوضاع بر همین منوال است. شاید آوردن یک حکایت موجب روشن‌­تر شدن موضوع شود: در اواخر دوره کاری بنده به عنوان ویراستار و حروف‌چین در ماهنامه ۴۰ صفحه­ای مربوط به گروه­های کاربری کامپیوتری سن فرانسیسکو، به کرات از من خواسته شد که فضای مجله را «دموکراتیک»تر نمایم. نهایتاً به مدیر باشگاه گفتم: «اون یارو رو اونجا می­بینی؟ اسمش ادیه و تو بخش ویراستاری برای من کار می­کنه. اون برای نسخه این ماه مجله دوازده متن رو ویرایش کرده. از نظر من اون دوازده رأی داره». رئیس و دیگر مقامات مجله از کارمحوربودن ایده‌­آل­های دموکراتیک از نظر من نگران شده بودند: منظور آنها این بود که هر موجود دوپایی در آنجا باید به یک اندازه در سیاست­‌گذاری ویراستاری نقش داشته باشد، بدون در نظر گرفتن توانایی حروف­چینی و ویرایش و حتی بدون در نظر داشتن اینکه اصلاً کاری برای تولید مجله انجام داده­اند یا نه. با این وجود، رئیس از این کار من ناراحت شده و بحث را عوض کرد. تصور من این بود که وقتش که برسد تصمیم می­گیرد افرادی را به کار بگیرد که بیشتر از نیاز «دموکراسی» که از آن دم می­زد کار کنند.

اما به نتیجه خوبی نرسیدیم و حدوداً یک ماه بعد من به «کمیته انتشارات» فراخوانده شدم، این کمیته کار خاصی نمی­کرد مگر اینکه سیاست­های خبرنامه را تعیین کند (به عنوان مثال دستورات اجرایی را به کارکنان داوطلب تولید می­داد). شوک اولی که به آنها وارد شد این بود ک من مؤدبانه حرف­های آنها را گوش داده و سپس ویرایش­های لازم را طبق معمول انجام دادم. شوک بدتر اینکه: به آنها هم اهمیت کار واقعی در میان کارمندانم را توضیح دادم. بلافاصله همگی دلسرد شدند (گویا یک گوشه نشستن و دستور دادن به مزاقشان خوش­تر می­‌آمد تا کار واقعی انجام دادن).

نکته این است که اصرار شدید برای رأی­‌گیری در هر مورد بهترین روش برای تأمین کار لازم است. در بدترین حالت، آنچه گفته شد می­تواند بهانه­‌ای برای مداخله در کار دیگران باشد.

به طور خلاصه: آنقدر «دموکراسی» به خرج دهید که شما را راضی کند، اما آنچه که مهم است رضایت داشتن اعضای فعال شما مهم­تراست (به قول Candide «باید باغمان را آباد کنیم»).

در آخر اینکه، برای جایگزینی در لاگ برنامه داشته باشید: اگر لاگ شما متشکل از دانشجویان است که برای معتبر بودن نیاز به کاغذبازی‌های دست و پاگیر سالانه دارد، از مستندسازی تمام فرآیندهای کلیدی اطمینان حاصل کنید تا لازم نباشد مدیران بعدی لاگ همه کارها از اول انجام دهند. به این موضوع مانند یک مشکل مهندسی سیستم نگاه کنید: قصد شما از میان برداشتن تک‌­تک موانع بر سر راه موفقیت است.

بدانید آنچه که برای گروه­های شهرهای دیگر جواب داده، ممکن است برای گروه شما مناسب نباشد: تعجب‌­برانگیز است که هنوز تکه‌­های این پازل مبهم مانده­‌اند. پس آزمون و خطا کنید تا بدانید چه چیزی برای شما کار می­کند و آن را به دیگران هم انتقال دهید. خوش باشید!

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.