جریانهای درآمدی متنباز
من اخیراً مقالهای با عنوان «عدم پرداخت حقوق در نرمافزارهای متنباز ناپایدار است» خواندم. این مقاله نکات خوبی را مطرح میکند. من موافقم که باید سازوکارهای بهتری برای پرداخت حقوق به توسعهدهندگان متنباز وجود داشته باشد. همچنین معتقدم که اکنون اوضاع از همیشه بهتر است.
در اینجا چند مسیر موجود در حال حاضر آمده است:
سرمایهگذاری خطرپذیر سنتی
شما با این مراحل آشنا هستید: سرمایهگذاران فرشته، دور کشت ایده، A، B، C، IPO و غیره. ما اینجا در مورد این موارد صحبت نمیکنیم. این موارد به تفصیل در جای دیگری و فراتر از دسترس اکثر نویسندگان متنباز پوشش داده شده است.
بنیادها
نه، نه کتابهای آسیموف، بلکه گروههای شناختهشدهای که از پروژههای متنباز پشتیبانی میکنند، مانند:
- بنیاد لینوکس، مادر همه چیز در مورد لینوکس است. آنها حقوق لینوس را پرداخت میکنند. با بقیه بودجه خود، از صدها پروژه پشتیبانی میکنند، چیزی حدود ۲۵۰ میلیون دلار در سال!
- بنیاد آپاچی بسیار کوچکتر است و تنها ۲.۲ میلیون دلار در سال هزینه دارد. اما آنها به خاطر پشتیبانی و توسعه پروژههایی مانند اسپارک و هادوپ شناخته شدهاند. بله، آنها یک وب سرور هم ساختهاند.
- تعداد زیادی شرکت دیگر با سلامت سازمانی و مالی متفاوت وجود دارد. میتوانید خودتان آنها را بررسی کنید.
تامین مالی جمعی
اینها راههایی برای تأمین مالی یک پروژه هستند: یک دستاورد با جدول زمانی.
کیکاستارترِ محترم سالانه حدود ۷۵ میلیون دلار سرمایه جذب میکند. یکی از نمونههای بارز موفقیت نرمافزار کیکاستارتر، زمانی بود که Font Awesome 5 بیش از ۱ میلیون دلار در کیکاستارتر جمعآوری کرد. یکی از کلیدهای موفقیت آنها این بود که اگر حامی مالی بودید، به مجموعهی گستردهای از حروف و علائم دسترسی داشتید. با پرداخت هزینهی بیشتر، حتی میتوانستید لوگوی خودتان را به عنوان یک علامت و علائم در آن بگنجانید.
با توجه به جستجوهای من در گوگل، به نظر میرسد که Indiegogo در جمعآوری کمکهای مالی برای متنباز موفقیت کمتری داشته است.
حمایت
اینها سایتهایی هستند که به یک خالق اثر این امکان را میدهند که بدون تضمین نتیجهی قابل ارائه در آینده، از حامیان خود درآمد کسب کند.
یک راه آسان برای ورود این است که با درآمد سالانه ۴.۴ میلیون دلار برای من یک قهوه بخری. عجیب است که این دو برابر درآمد بنیاد آپاچی است.
البته بزرگترین رقیب در این عرصه، پاترئون است. بهترین حدس این است که آنها سالانه 80 میلیون دلار درآمد دارند، منهای سهم خودشان.
یکی از محصولات نرمافزاری قابل توجه که به حمایت مالی متکی بوده است، Even You’s Vue.js است. برای مدت طولانی، آنها در Paetron بودند، اما اخیرا به Open Collective و Github Sponsors منتقل شدهاند. حمایت مالی باعث میشود شما یا سازمانتان در وبسایت Vue فهرست شوید. همین. هیچ دسترسی اولیه، رفع اشکال یا حلقه رمزگشایی وجود ندارد.
خدمات
طبق گزارش شرکت تحقیقات تجاری، بازار جهانی خدمات متنباز حدود 30.57 میلیارد دلار است و به سرعت در حال رشد است.
خدمات چیزی بود که RedHat را به یک شرکت با درآمد سالانه ۳ میلیارد دلار تبدیل کرد. آنها خدماتی برای لینوکس ارائه میدادند. عمدتا پشتیبانی و رفع اشکالات.
اینجاست که پول در متنباز (open source) است.
خدمات میتوانند ساده باشند: رفع اشکالات، آموزشها، اولویتبندی برای پیشرفتهای آینده، دسترسی زودهنگام به نسخههای جدید و غیره. اینها کارهایی هستند که یک مدیر پروژه متنباز خوب در هر صورت انجام میدهد. تفاوت در ارتباط با کاربر نهایی است تا آنها را بخشی از فرآیند احساس کند.
قبل از اینکه اوراکل آنها را بخرد، MySQL با ارائه نرمافزار پایگاه داده خود تحت دو مجوز، درآمد کسب میکرد: مجوز متنباز که رایگان بود اما هیچ پشتیبانی ارائه نمیداد، و مجوز تجاری که پشتیبانی واقعی از نظر رفع اشکالات، پاسخ به سوالات و غیره را به همراه داشت.
بیشتر پروژههای متنباز که به سرویس تبدیل میشوند، مسیر نرمافزار به عنوان سرویس (SaaS) را در پیش میگیرند. در این روش، برای دسترسی به نرمافزار از طریق اینترنت، معمولا از طریق API یا رابط وب، هزینه پرداخت میشود.
فروش محصول
این چیزی است که تعدادی از توسعهدهندگان متوجه آن نیستند: برای فروش چیزی، باید یک بسته یا محصولی باشد که کسی بتواند آن را خریداری کند. یک محصول، پیشنهادی کاملا تعریفشده است که کسی میتواند آن را درک کند: قیمت و آنچه با پرداخت آن قیمت دریافت میکنید. چیزی که کاربر نهایی بتواند در مورد آن یک فایل اکسل اجرا کند و ارزش ارائه شده را ببیند. چیزی که بتواند به راحتی با مزایای واضح برای خود یا سازمانش خریداری کند.
من و همسرم چند شب پیش در گلدن کورال محلی در شهر کوچکمان در جورجیا بودیم و یک ون را دیدم که بیرون پارک شده بود و دور تا دور آن را با وینیل پوشانده بودند و تبلیغ Odoo را میکردند. برای کسانی که تغییر نام را دنبال نکردهاند، Odoo در اصل OpenERP بود، یک بسته متنباز برنامهریزی منابع سازمانی (ERP) که با پایتون نوشته شده است. Odoo سالانه حدود ۱۷۸ میلیون دلار درآمد دارد. Odoo معمولاً محصولات «رایگان / استاندارد / سفارشی» ارائه میدهد، همانطور که در زیر نشان داده شده است. آنها خدمات تبدیل شده به محصول را میفروشند.
برخی ممکن است فکر کنند که نرمافزارشان «قابلیت تبدیل به محصول» را ندارد. شاید، شاید هم نه. کسی را در نظر بگیرید که یک کتابخانه تولید میکند. مثلاً یک کتابخانه بارکد. یک توسعهدهنده میتواند کتابخانه را روی یک تصویر فراخوانی کند و کتابخانه میتواند ساختاری از نوع بارکدی که پیدا کرده و مقدار آن را برگرداند. میتوان این کار را با قرار دادن آن در پشت یک تابع بدون سرور و ارائه یک API قابل دسترسی از طریق وب با قیمت مشخص، تولید کرد. توسعهدهنده با کلید API منحصر به فرد خود، API را فراخوانی میکند و یک تصویر را ارسال میکند. سپس کتابخانه تصویر را برای بارکدها اسکن میکند و ساختاری از نوع بارکد و مقدار پیدا شده را برمیگرداند. تعدادی پلتفرم مدیریت API وجود دارد که چنین صورتحساب و اشتراکی را نسبتاً آسان میکنند و بنابراین یک کتابخانه ساده را به یک محصول تبدیل میکنند.
بستهبندی (Bundling)
اینجاست که محصولات شروع به رشد میکنند. فرض کنید ارائهدهندهی API بارکد SaaS اکنون با ارائهدهندهی پایگاه دادهی UPC همکاری میکند. بنابراین اکنون با پرداخت هزینهی اضافی، کاربر سرویس نه تنها شماره UPC، بلکه سازنده و نام کالا را نیز دریافت میکند. یا میتوانید آن را در جهت دیگری ببرید و به کاربر اجازه دهید نام و توضیحات کالای غیر upc خود را آپلود کند و یک بارکد تولید شود. سپس هر زمان که آن بارکد خاص وارد شود، نام و توضیحات بازگردانده میشوند. این میتواند پایه و اساس یک سیستم مدیریت موجودی کم حجم باشد که جایگاه نسبتاً سالمی برای فعالیت دارد.
ویرایشگر Markdown Obsidian رایگان است، اما آنها از طریق ۱) ارائه یک محصول تجاری سالانه ۵۰ دلاری که پشتیبانی ویژه و مجوز استفاده تجاری را برای شما فراهم میکند و ۲) ارائه یک سرویس ذخیرهسازی ابری که به طور یکپارچه با ویرایشگر ادغام میشود، با قیمت ۸ دلار در ماه، درآمد کسب میکنند.
جریانهای درآمدی چندگانه
مثال Obsidian در بالا به ما یادآوری میکند که موفقترین پروژههای متنباز، جریانهای درآمدی متعددی دارند: حمایت مالی، کتاب، کلاس، SaaS، نسخههای پریمیوم و غیره. مثالهای زیادی وجود دارد، یکی از محصولاتی که من استفاده کردهام Percona است: شاخهای از نسخه متنباز MySQL. نگاهی به صفحه محصولات آنها دقیقاً این را نشان میدهد: پشتیبانی، خدمات مدیریتشده، مشاوره و آموزش. شما هم همین کار را بکنید.
جمعبندی
منابع درآمدی متنوعی برای متنباز وجود دارد، از انواع «انعام» معمولی گرفته تا تعهدات قراردادی و حمایتهای مالی بنیاد. اکثر این منابع حول محور تبدیل شدن پیشنهاد متنباز به نوعی «محصول» قابل خریداری و با مزایای توجیهپذیر از نظر هزینه میچرخند.
درباره فرشید نوتاش حقیقت
همیشه نیازمند یک منبع آموزشی فارسی در حوزه نرمافزارهای آزاد/ متنباز و سیستمعامل گنو/لینوکس بودم. از این رو این رسالت رو برای خودم تعریف کردم تا رسانه «محتوای باز» رو بوجود بیارم.
نوشتههای بیشتر از فرشید نوتاش حقیقتاین سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده میکند. درباره چگونگی پردازش دادههای دیدگاه خود بیشتر بدانید.
دیدگاهتان را بنویسید