متنباز چیست؟
متنباز، جنبشی اجتماعی که توسط برنامهنویسان کامپیوتر آغاز شد و پنهانکاری و کنترل متمرکز بر کار خلاقانه را رد میکند و به جای آن به تمرکززدایی، شفافیت و اشتراکگذاری نامحدود (“باز”) اطلاعات میپردازد.
منبع به کد منبع برنامههای کامپیوتری قابل خواندن توسط انسان اشاره دارد، برخلاف دستورالعملهای زبان برنامهنویسی کامپیوتری کامپایلشده یا کد شیء که روی کامپیوترها اجرا میشوند اما به راحتی توسط افراد قابل درک یا تغییر نیستند.
در توسعه نرمافزار کدبسته یا اختصاصی، فقط کد شیء منتشر میشود؛ کد منبع به منظور کنترل مشتریان و بازارها مخفی نگه داشته میشود. پروژههای متنباز این رویه را رد میکنند و تمام کد منبع خود را تحت مجوزهایی که امکان توزیع مجدد رایگان را فراهم میکنند، در اینترنت منتشر میکنند، به همین دلیل است که برخی متنباز را نوعی نرمافزار رایگان میدانند. یکی از ویژگیهای مهم توسعه متنباز این است که به نظر میرسد بررسی گسترده همتا در به حداقل رساندن اشکالات رایانهای و خطرات امنیتی رایانه، عملکرد بهتری نسبت به فرآیند معمول تضمین کیفیت در داخل شرکت فروشندگان متنباز دارد.
فراتر از نرمافزارهای کامپیوتری، مفهوم متنباز برای ایجاد پایگاههای داده آنلاین رایگان و توسط فروشندگان اینترنتی تجاری برای ارائه نظرات در مورد اقلام فروشی مانند کتاب، موسیقی و فیلم استفاده شده است.
فرهنگ هکرها
ریشههای متنباز به فعالیتهای علوم کامپیوتر در دهه ۱۹۶۰ در دانشگاهها و گروههای اولیه کاربران کامپیوتر برمیگردد. برنامهنویسان کامپیوتر اغلب و بهطور غیررسمی کدی را که نوشته بودند (“هک شده”) به اشتراک میگذاشتند و بهسرعت کدهایی را که مشکلات فنی رایج را حل میکردند، بازیافت و آزادانه اصلاح میکردند. چندین فرهنگ فنی مختلف، بهطور موازی و نیمهمستقل، شروع به توسعه شیوههایی مشابه توسعه متنباز مدرن کردند – هرچند بدون ابزارهای امروزی مجوزهای مشترک و ارتباط سریع از طریق اینترنت.
شیوه اشتراکگذاری کد، مؤثرترین و سازگارترین شیوه در بین توسعهدهندگان سیستم عامل یونیکس بود که در موفقیت اولیه یونیکس نقش اساسی داشت. یونیکس اولین بار در حدود سال ۱۹۷۰ در شرکت تابعه Bell Laboratories از شرکت AT&T برای استفاده در مینیکامپیوتر Digital Equipment Corporation PDP-7 توسعه داده شد. همزمان با تطبیق یونیکس با سیستمهای سختافزاری مختلف رایانهای، انواع جدیدی از این سیستم عامل توسعه داده شد. زمانی که AT&T و Sun Microsystems, Inc. (از طرفداران نوع یونیکس توسعهیافته در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی) سرانجام در سال ۱۹۸۷ تصمیم به تجاریسازی یونیکس گرفتند، بخش بزرگی از تولیدکنندگان رایانه و توسعهدهندگان نرمافزار تصمیم گرفتند که به یک سیستم «باز» نیاز دارند و بنیاد نرمافزار باز را تشکیل دادند. این امر به اصطلاح «جنگهای یونیکس» را در بین علاقهمندان به مینیکامپیوتر آغاز کرد.
تغییر از اشتراکگذاری غیررسمی کد به شیوه صریح متنباز در واقع چند سال قبل با ریچارد ام. استالمن آغاز شد. استالمن، یک برنامهنویس کاریزماتیک که در محیط علوم کامپیوتر در موسسه فناوری ماساچوست (MIT) پیشرفت کرده بود، در اوایل دهه ۱۹۸۰ با افزایش تجاریسازی نرمافزار مواجه شد. با افزایش شرکتهایی که دسترسی به کدهای منبع خود را مسدود میکردند، استالمن در تلاشهای خود برای اصلاح و بهبود این کدها ناامید شد، بنابراین تصمیم گرفت که نرمافزارهای اختصاصی باید علناً مورد مخالفت قرار گیرند. در سال ۱۹۸۴، او از MIT استعفا داد تا پروژه GNU را با هدف توسعه یک سیستم عامل کاملاً رایگان شبیه UNIX تأسیس کند. (GNU مخفف بازگشتی برای “GNU’s not UNIX” است.) در سال ۱۹۸۵، او “مانیفست GNU” را ارائه داد که برنامه توسعه نرمافزار آزاد خود را تشریح میکرد، بنیاد نرمافزار آزاد (FSF) را تشکیل داد و آنچه را که جنبش نرمافزار آزاد مینامید، راهاندازی کرد.
استالمن شاید اولین کسی بود که برای کاری که بسیاری از برنامهنویسان کامپیوتر از دیرباز انجام میدادند، برچسبی پیشنهاد داد، اما اصطلاح نرمافزار آزاد هرگز در بین برنامهنویسان به طور جهانی پذیرفته نشد. قبل از اینکه استالمن «مانیفست گنو» را منتشر کند، تعداد کمی از برنامهنویسان احساس عضویت در یک جنبش اجتماعی را داشتند و وقتی این احساس ایجاد شد، برچسب استالمن برای بسیاری از آنها بار ایدئولوژیکی زیادی داشت.
استالمن در راستای رسیدن به اهداف خود، مجوز عمومی (GPL) را نوشت، سندی که به کد کامپیوتر ضمیمه شده بود و از نظر قانونی هر کسی را که آن کد را توزیع میکرد، ملزم میکرد هرگونه تغییر و کار توزیعشده خود را در دسترس قرار دهد (ویژگیای که استالمن آن را «کپیلفت» نامید). در واقع، او به دنبال تدوین اخلاق هکری بود. تا پایان قرن، GPL مجوز انتخابی تقریباً نیمی از کل پروژههای متنباز بود. نیمه دیگر بین مجوزهای غیرکپیلفت، بهویژه مجوز MIT، و مجوزهای مختلف مبتنی بر توزیع نرمافزار برکلی (BSD)، که در دهه 1970 در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی توسعه داده شد، تقسیم شد.
پس از سال ۱۹۸۷، وجود ریزپردازنده ۳۲ بیتی ۳۸۶ شرکت اینتل به این معنی بود که رایانههای شخصی ارزانقیمت (PC) قدرت کافی برای اجرای یونیکس را داشتند – در واقع، گروه SCO اولین نسخه یونیکس را برای اجرا روی ۳۸۶ در آن سال منتشر کرد. برخی از برنامهنویسانی که در توسعه نوع BSD یونیکس نقش کلیدی داشتند، پروژهای به نام ۳۸۶BSD را برای انتقال آن نوع به رایانههای شخصی تاسیس کردند. پروژه سیستم عامل HURD بنیاد نرمافزار آزاد نیز بر روی رایانه شخصی مبتنی بر ۳۸۶ تمرکز کرد. اما هر دو پروژه در یک زمان بحرانی عقب ماندند، ۳۸۶BSD به دلیل یک دعوی حقوقی و HURD به دلیل اهداف طراحی غیرواقعبینانه.
لینوکس
تا سال ۱۹۹۱ دسترسی به اینترنت به اندازهای رایج شده بود که ایمیل میتوانست جامعه بزرگی از توسعهدهندگان داوطلب را در سراسر جهان گرد هم آورد و به عنوان یک رسانه توزیع مؤثر برای نرمافزار عمل کند. بنیاد نرمافزار آزاد (FSF) و پروژه ۳۸۶BSD در درک این امکانات کند بودند. لینوس توروالدز، دانشجوی دانشگاه هلسینکی فنلاند، این خلأ را پر کرد. او در سال ۱۹۹۱ با استفاده از مجوز GPL و ابزارهای برنامهنویسی پروژه GNU، تلاشی متمرکز بر اینترنت را برای توسعه یک یونیکس کامپیوتری مخصوص به خود – لینوکس – اعلام کرد.
لینوکس اولین پروژه بزرگ متنباز با محوریت اینترنت بود. توروالدز از مشارکت همه استقبال میکرد و نسخههای بهروز شدهای از هسته (سیستمعامل شبه یونیکس در هسته لینوکس) را با سرعتی بیسابقه – هفتگی، گاهی حتی روزانه – منتشر میکرد. جامعه توسعهدهندگان لینوکس با سرعتی شگفتانگیز رشد کرد و پناهندگانی را از رکود پروژه HURD و ابهامات قانونی پیرامون BSD جذب کرد. تا سال ۱۹۹۵، آنچه که بعدها جامعه متنباز نامیده شد، به عنوان یک جامعه از خود آگاه شده بود و به طور فزایندهای لینوکس را به عنوان یک پلتفرم مشترک پذیرفت.
کلیسای جامع و بازار
در سال ۱۹۹۷، اریک ریموند، برنامهنویس کامپیوتر (نویسنده این مقاله)، در مقاله خود با عنوان «کلیسای جامع و بازار»، نظریه جدیدی در مورد متنباز ارائه داد. ریموند تمرکز، محرمانگی، سرعت انتشار آهسته و مدیریت عمودی توسعه نرمافزار سنتی را به یک کلیسای جامع با ساختار سلسله مراتبی از بالا به پایین تشبیه کرد؛ او تمرکززدایی، شفافیت، باز بودن و شبکهسازی همتا در جامعه لینوکس را به یک بازار با مذاکرات بده بستان تشبیه کرد. در این مقاله دلایلی مطرح شده است که میتوان انتظار داشت رویکرد توزیعشده بازارمانند به توسعه نرمافزار، نرمافزار با کیفیت بالاتری را به ارمغان بیاورد.
در حالی که استالمن استدلال خود را عمدتاً در قالب اصطلاحات اخلاقی (“اطلاعات باید رایگان باشد”) مطرح کرده بود، ریموند از نظر مهندسی، انتخاب عقلانی و اقتصاد بازار صحبت کرد. او استدلال خود را با این جمله خلاصه کرد: “با توجه به تعداد کافی از چشمها، همه اشکالات [کامپیوتری] سطحی هستند.” در اوایل سال ۱۹۹۸، ریموند اصطلاح متنباز را به عنوان توصیفی از همان شیوههای اجتماعی که استالمن قبلاً تحت عنوان نرمافزار آزاد ترویج کرده بود، پیشنهاد داد. با پیشنهاد ریموند – و جایگزینی برچسب رایگان – برنامه جدیدی برای ارتباط با شرکتها و رسانهها آغاز شد.
این جنبش تحت لوای متنباز، در طول «رونق دات کام» سالهای ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۰، گامهای بلندی برداشت و این دستاوردها را در رکود بازار سهام پس از آن حفظ کرد. تا سال ۲۰۰۳، تردیدهای اولیه در مورد اینکه آیا متنباز میتواند مبنایی برای یک مدل کسبوکار پایدار باشد، تا حد زیادی برطرف شده بود. شرکای تجاری جامعه متنباز شامل شرکتهای متوسط با ریشههای اجتماعی (مانند Red Hat Software, Inc.) و شرکتهای بزرگ (مانند IBM و شرکت هیولت پاکارد) بودند که قصد داشتند از کارایی و جذابیت بازاریابی متنباز بهرهمند شوند.
در فضای جدید، دولتها در ایالات متحده و سراسر جهان شروع به زیر سوال بردن عقلانیت تکیه بر کد اختصاصی کردند، کدی که نه میتوانستند آن را بررسی کنند و نه تغییر دهند. طرفداران متنباز با کمی موفقیت استدلال میکردند که تکیه بر نرمافزار اختصاصی میتواند دولتها را در معرض نقضهای امنیتی خطرناکی قرار دهد که ارائهدهندگان نرمافزار ممکن است در رفع آنها کند باشند. در مقابل، آنها استدلال میکردند که بررسی مستقل برنامههای متنباز، مؤثرترین حسابرسی ممکن را ارائه میدهد. فشار سیاسی بیشتری زمانی ایجاد شد که دولتهای خارج از ایالات متحده شروع به تعجب کردند که چرا هزینههای صدور مجوز زیادی را به شرکتهای خارجی پرداخت میکنند، به خصوص زمانی که متنباز امکان بومیسازی نرمافزار برای جوامع زبانی را فراهم میکند که برای آن شرکتهای خارجی بسیار کوچک هستند تا در ارائه خدمات سرمایهگذاری کنند.
از نظر ریموند، تغییر به متنباز به دلیل شکست سایر روشهای تأیید نرمافزار در افزایش مقیاس با پیچیدهتر شدن نرمافزارها، اجباری شده است – دیدگاهی که از حدس و گمان صرف به خرد تقریباً متعارف در جامعه متنباز تبدیل شده است. با این حال، همچنان نوعی تنش سیاسی در جامعه بین طرفداران نرمافزار آزاد و عملگرایان وجود دارد، به طوری که گروه اول گاهی اوقات بر هویتی جدا از بقیه جنبش متنباز اصرار دارند. این شکاف تقریباً مشابه شکاف بین مجوزهای GPL و غیرکپیلفت مانند BSD و MIT است.
از نظر فنی، جامعه متنباز همچنان به ریشههای یونیکس خود نزدیک است. بزرگترین و مهمترین بخش، شبکه توسعه پیرامون سیستم عامل لینوکس است که به سرعت در حال تحت الشعاع قرار دادن انواع قدیمیتر یونیکس است. از دیگر پروژههای متنباز معتبر و قابل توجه میتوان به سرور وب جهانی آپاچی، مرورگر وب فایرفاکس، زبانهای برنامهنویسی پرل و پایتون و ویرایشگر ایمکس استالمن اشاره کرد.
در حالی که استالمن، توروالدز و ریموند نسبتاً تمایلی به بحث در مورد کاربرد اصول متنباز در خارج از نرمافزار نداشتهاند، دیگران از آنها الهام گرفتهاند. ویکیپدیا، یک دایرهالمعارف آنلاین رایگان و ویرایششده توسط کاربر، با تقلید آشکار از جنبش برنامهنویسی متنباز تأسیس شد، همانطور که جنبش انتشارات باز در علوم (به اینترنت: انتشارات الکترونیکی مراجعه کنید) و جنبش ژنومیک باز در بیوانفورماتیک نیز چنین بودند. تأثیر فلسفه برنامهنویسی متنباز (و کدی که ساخته است) در سایتهای شبکه اجتماعی مبتنی بر وب مانند eBay، Amazon، LiveJournal و MySpace فراگیر است، جایی که نظرات و بررسی محصولات از ویژگیهای اساسی موفقیت تجاری و محبوبیت آنها است. شاید مهمترین نکته برای توسعه اقتصادی آینده در سراسر جهان، این باشد که آیندهنگرها به دنبال راههایی برای مهار «اثر چند چشم» با سازمانهای شبکهای هستند که ساختار مشاهدهشده تیمهای توسعه نرمافزار متنباز را تقلید میکنند.
درباره فرشید نوتاش حقیقت
همیشه نیازمند یک منبع آموزشی فارسی در حوزه نرمافزارهای آزاد/ متنباز و سیستمعامل گنو/لینوکس بودم. از این رو این رسالت رو برای خودم تعریف کردم تا رسانه «محتوای باز» رو بوجود بیارم.
نوشتههای بیشتر از فرشید نوتاش حقیقتاین سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده میکند. درباره چگونگی پردازش دادههای دیدگاه خود بیشتر بدانید.
دیدگاهتان را بنویسید